سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
365
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
از همسرش مىبرد و چون بضع ملك مولى است لاجرم عوض آن نيز مملوك وى مىباشد با توجه به اين نكته مىگوئيم : اگر قائل شويم كه اعطاء مال يعنى در واقع مهر بر مولا واجب است لازمه اين فتوى آنست كه مولى را از خودش طلبكار و مستحق بدانيم در حالى كه معقول نيست كسى مالى را بر نفس خويش استحقاق داشته و از خودش طلبكار باشد و لو آنكه مال را ديگرى يعنى عبد بخواهد بپردازد چه آنكه آنچه در دست عبد است جملگى ملك مولى مىباشد . ولى اگر اعطاء ياد شده را مستحب بدانيم هيچ اشكالى به آن وارد نمىشود چه آنكه حكم امر صورى و ظاهرى بوده كه به جهت رعايت امر ادبى و سياسى اجراء و انجامش راجح و مستحب گرديده است و دليل شرعى و نقلى آن نيز همان صحيحه محمد بن مسلم استكه نقل شد . پس حق همانست كه اعطاء مال بر مولى مستحب باشد اگرچه پس از اعطاء مال از ملك وى خارج نشده و هنوز در ملك وى باقى باشد . و در حكم به استحباب همين مقدار كافى است كه وى مبلغى از مالش را به كنيز خود مباح نموده كه وى باذن او انتفاء و استفاده ببرد و پرواضح استكه اين معنا با استحباب اعطاء هيچگونه تنافى و تهافتى ندارد . سؤال براى تضعيف قول ياد شده گفته شد كه معقول نيست مهر بر مولا لازم باشد چون اين حكم مستلزم مستحق بودن مولى از خودش است . مىگوئيم اگر اين امر وجه ضعف قول مزبور باشد و با آن بخواهيم